۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

غم آن خفته‌ی چند ، خواب در چشم ترم می‌شکند .

به فرمایشات آشیخ یزدی فکر می‌کنم و تقابلش با سخنرانی دیروز رفسنجانی در نماز جمعه که خواستار آزادی زندانیان شد.

شیخ می‌گوید:

هاشمي‌رفسنجاني در نماز جمعه پيشنهاد مي‌كند كه بازداشت‌شدگان حوادث انتخابات آزاد شوند، ايشان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند و بايد به مسائل در حيطه كارشان بپردازند، كار آزاد يا بازداشت‌كردن دستگيرشدگان بر عهده دستگاه قضايي است.

شیخ یادش رفته است زمانی که قوه‌ی قضائیه را ترک کرد، جانشین فعلی او گفت که "ویرانه‌ای را تحویل گرفته است(نقل به مضمون) که البته او نیز ویرانه‌ترش کرد.

حالا او رفسنجانی را مورد خطاب قرار داده و میپرسد:

تو کیستی که رهایی زندانیان را خواهان می‌شوی؟

من از او می‌پرسم تو که در دوران قاضی‌القضاتی‌ات تیشه بر ریشه‌ی عدالت زدی، کیستی که داعیه‌ی جانشینی خدا در زمین را داری؟

ما زمنییها حکومتی می‌خواهیم با قوانین زمینی، مثصوب خودمان. تا اگر قانونش مزاحم زندگی‌میان بود، بدون هیچ دردسری عوضش کنیم و اگر رئیس جمهور منتخبمان به خواسته‌‌های زمینی ما توجهی نکرد و پول ملت را مانند دولتی که تو مدافعش هستی، صرف اتینا کرد، در نوبت بعد انتخابش نکنیم.

به فکر چرندیات چوپان دروغ‌گو هستم که ایران را ویران کرده است و حالا ادعای اصلاح دنیا را می‌کند.

یاد ضرب‌المثلی می‌افتم که ورد زبان مادرم بود و می‌گفت:

موشه تو سوراخ نمی‌رفت یک جارو هم بسته بود به دمبش.


4 نظرات:

يك صداي بي‌صدا در

عمو اروند جان

به گمان آقاي يزدي و امثالهم، به عوض آنكه در اين چند صباح باقيمانده عمر در پي نيكنامي باشند و پاك كردن گناهان پيشين به «آن كار ديگر» مشغولند...

جوات در

اخرین اخبار تقلب سبز منتشر شد

lida در

عمو ...نمیدانم شکم بارگان در پایانه خویش در پی کدام گلیمند..ماه لی لی

نیکزاد زنگنه در

عمو جان سلام. مثل همیشه نغز و زیبا. به یادتون هستم همچنان.

ارسال یک نظر