۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

کار سیاسی


صبح زود شازند را به سوی تهران ترک گفتم. میانه‌ی راه در کناره‌ی شهر قم، در جلوی یکی از باجه‌های جگرکی توققی کردم که هم چیزی بخورم و هم خستگی راه در کنم. مشغول خوردن غذا بودم که تو جوان قمی وارد شدند. یکی از آنان با لهجه‌ی خالص قمی و داش‌وار بعد سلام علیکی گفت:
دوازدا سیخ جیگر و دو تا پپسی!
نفر دومی با اعتراضی شدید گفت:
نه! یکی‌ش سون آپ!
و بعد رو به همراهش گفت:
من عرق می‌خورم، پپسی نمی‌خورم.
نه هه! واسه‌ی چی؟ چه فرقی دارن؟ پپسی سیاس و اون یکی زرده یا مث آب بی‌رنگه.
نه خیر! آقای بروجردی فرمودن من پپسی نمی‌خورم.
خوب! بگن. اولندش آقا سال‌هاس مرده بعدشم من که مقلد اوشون نیسم. چه فرقی داره؟
نه جانم! مسئله‌ی رنگ که نیس. مسئله سیاسیه. سود پپسی میره واسه‌ی تبلیغات بهایی‌یا. می‌فمی؟
خودم را انداختم داخل میدان و پرسیدم:
به بخشید داداش! حرف قرآن بالاتره یا حرف آقای بروجردی؟
خوب ملومه که قرآن!
مگه تو قرآن نیمده که خوردن مسکرات حرامه؟ این آیه قرآن باید به گوشت خورده باشه:
یاایها الذین امنوا انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون. انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه والبغضاء فی الخمر ...
چرا؟
پس داستان چیه؟ تو مرتکب فعل حرامی می‌شی که در قرآن به صراحت به حرمت اون اشاره شده ولی از فعل مکروه روی برمی‌گردانی؟
آقاجان شما متوجه موضوع نیسی. این یه کار سیاسیه. فتوا سیاسیه.
یعنی شما فکر می‌کنین که حضرت محمد کار سیاسی سرش نمی‌شد؟
معلومه که می‌شد. شما از مرحله پرتین. سود پپسی می‌ره واسه‌ی تبلیغات ضد اسلام.
پول عرق چی؟ نکنه صرف ساختن مسجد می‌شه؟ بابا جان! ظاهر ول کن. تو عرق می‌خوری که خدا حرامش کرده ولی پپسی نمی‌خوری و ادعای سیاسی کاری می‌کنی؟
آقاجان اولن شما از کجا می‌دونین که من عرق می‌خورم. این تهمته که شما بمن می‌زنین. دومن تو پپسی‌ت بخور با این کارا ام کارت نباشه.
این کوکاکولاس نه پپسی! راسی کوکاکولا که حرام نیس؟
بکش بیرون بابا.
پول غذا را دادم و در رفتم.
فکر کنم همین ها بودند که امام را توی ماه دیدند و بزرگانشان نیز زبان در کام کشیدند و دم بر نیاوردند که معجزه مختص پیامبران است.
این هم یک کار سیاسی بود. گویا سیاسیون همه سیاه‌کارند.
تابستان ۱۳۵۲

5 نظرات:

طاها بذری در

بابا عموجان از این دست آدم ها که زیاده. یارو رو میشناختم که اول نمازش رو می خوند بعد میشست پای 5 سیری. می گفتی این چه کاریه؟ می گفت آخه اگه عرق بخورم نمی تونم نماز بخونم.

گفتم عرق خور تا 40 روز نمازش قبول نیست. گفت حالا اونا یک چیزی گفتن!

ضمنا عمو جان بابت اون کامنت ممنونم. یک خواهش داشتم. امکانش هست که یک مطلب کوتاه در باب نظام های سیاسی سوسیال دموکرات بنویسین؟

آونگ خاطره های ما در

سلام
عجب! پس پیش از انقلاب هم از این خشکه مقدس ها بوده؟

جناب افراسیابی عزیز عجب کامنتدونی جالبی دارید : )
من تا حالا اینجوریش رو ندیده بودم
ساده و راحت
کامنت نوشتن در بعضی کامنتدونی ها مثل بلاگر رو اصلا" دوست ندارم
منتظر خاطرات دیگری از ولایت مون و حومه هستم
شاد باشید و سلامت

محمد افراسیابی در

تمام ریزه‌کاری‌های کامنتدونی و قالب وبلاگم را مدیون محبت‌های بی‌شائیبه‌ی سید یوسف «پابرهنه‌ی برخط» عزیز هستم

ناشناس در

"گروه وبلاگنویسان بالاترینی"

با سلام
متاسفانه ایمیل مندرج در تقاضای عضویت شما به آدرس
amooarvand@yahoo.com
معتبر نبوده و امکان ارسال ایمیل مقدور نمی باشد .

لطفا مجددا ثبت نام نموده و ایمیل صحیح را وارد نمایید

با تشکر

http://www.y-kamalinezhad.com/balatarin/balatarin.html

ستاره در

نمی دونستم مدتی اراک بودید منم اراکیم و بعد از 4 سال با هیجان و خاطره که همدان بودم دوباره برگشتم اراک.

ارسال یک نظر